تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحيم


بسم الله الرحمن الرحيم

وقتي آيينه شکست براي خود هورا کشيدم

ديگر خودم تنها و من نبودم ما الان در اتاقمان صدها نفريم

و همه يکرنگ و از درون هم خبر داريم و همديگر را گول نميزنيم

وقتي آيينه شکست .....

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 8:42 توسط متفاوت | |

یادم میاد وقتی کلاس عرفان میرفتم تا خدام رو بیشتر بشناسم حتی استادم هم منو پس زد و گفت دیگه نیا من کاری نمیتونم برات انجام بدم

این جمله رو از زبان کسای دیگه هم شنیدم - مشاورم - دکترم - عزیزانم و  .....

خدایا از اول هم خودم بودم و خودت این منم که تنها موندم و تنها باید راهم رو ادامه بدم 

بی پناه تر از این امکان نداره بشم

پس پناهم فقط تویی دوستت داشتم و دوستت دارم و دوستت خواهم داشت و هر چند بار دیگه هم زمین بخورم رو پاهام وامیستم و دوباره ادامه میدم چون میدونم بالاخره بهت میرسم

ممنونم که عزیزانی رو همراهم کردی که درسهای جدیدی یاد بگیرم برای همشون دعا میکنم و امیدوارم حلالم کنن

خدایا هنوزم میگم : بسم الله الرحمن الرحیم و ادامه میدم بالاخره با همین بالهای کوچولو مثل پروانه سبک و آروم انقدر پر میکشم تا بهت برسم

                   خدایا با تمام وجودم میگم که دوستت دارم

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 8:46 توسط متفاوت | |


اگه براي يك ساعت نيازبه شادماني داري،

چرت بزن

اگه براي يك روز نياز به شادماني داري،

به گردش برو

اگه براي يك هفته نياز به شادماني داري،

به مسافرت برو

اگه ميخواي يك سال شاد باشي،

ثروتي به ارث ببر

اگه ميخواي براي تموم زندگيت شاد باشي،

ياد بگير كه :

‹‹ به آنچه انجام مي دهي عشق بورزي. ››

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 12:51 توسط متفاوت | |

به سلامتی درخت!

نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.

به سلامتی دیوار!

نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.

به سلامتی دریا!

نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

به سلامتی سایه!

که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

به سلامتی پرچم ایران!

که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و نمی‌دونیم.

به سلامتی نهنگ!

که گنده‌لات دریاست.

به سلامتی زنجیر!

نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.

به سلامتی خیار!

نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.

به سلامتی شلغم!

نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.

به سلامتی کرم خاکی!

نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده!

که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

به سلامتی برف!

که هم روش سفیده هم توش.

به سلامتی رودخونه!

که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

می‌خوریم به سلامتی گاو!

که نمی‌گه من، می‌گه ما.

به سلامتی دریا!

که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.

می‌خوریم به سلامتی اون که همیشه راستشو می‌گه.

به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.

به سلامتی بیل!

که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.

به سلامتی دریا!

که قربونیاشو پس می‌آره.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!

که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

به سلامتی عقرب!

که به خواری تن نمی‌ده.
(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)

به سلامتی سرنوشت!

که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.


نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 9:10 توسط متفاوت | |

بگو يارب چه بد گفتم چه بد کردم

که نزدت خويشتن را ديو و دد کردم

بجز عشقي که دردش را به من دادي

به من يارب چه بخشيدي که رد کردم

فقط در عاشقي يارب مدد گفتم

شدم عاشق تمناي مدد کردم

 

به حرفم گوش کن يارب به دردم گوش کن يارب

اگر بيهوده ميگويم مرا خاموش کن يارب

شب مستي اگر يک توبه بشکستم

سحر تکرار توبه صد به صد کردم

به سيلابم ککشيدي زير و بم ديدم

تحمل در عذاب جزرو مد کردم

برايم آتش دوزخ فرستادي

برايت لاله ها را در سبد کردم

 

گرفتي جامه فخر مرا از من

صبورانه کله را از نمد کردم نشانم ده

اگر يک مور آزردم اگر يک دانه گندم را لگد کردم

مرا يارب نميخواهي گناه از تو

اگر نفرين به اين دنياي بد کردم  

به حرفم گوش کن يارب

به دردم گوش کن يارب

 اگر بيهوده ميگويم مرا خاموش کن يارب

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 11:37 توسط متفاوت | |

آن سوی ناکامی ها همیشه خدایی هست که داشتنش چبران همه نداشتن هاست

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:27 توسط متفاوت | |

روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت ميکرد.
خدا گفت: چيزی از من بخواهيد هر چه باشد،شما را خواهم داد .سهمتان را از هستی طلب کنيد زيرا خدا بخشنده است.
و هر که آمد چيزی خواست.
يکی بالی برای پريدن و ديگری پايی برای دويدن.يکی جثه ای بزرگ خواست و آن يکی چشمانی تيز.يکی دريا را انتخاب کرد و يکی آسمان را.
در اين ميان کرمی کوچک جلو آمد وبه خدا گفت:خدايا من چيز زيادی از اين هستی نمی خواهم.نه چشمانی تيز ونه جثه ای بزرگ نه بال و نه پايی ونه آسمان ونه دريا .....تنها کمی از خودت.
تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد. نام او کرم شب تاب شد.
خدا گفت: آن که نوری با خود دارد بزرگ است.حتی اگر به قدر ذره ای باشد.
تو حالا همان خورشيدی که گاهی زير برگ کوچکی پنهان می شوی و رو به ديگران گفت: کاش می دانستيد که اين کرم کوچک بهترين را خواست.

 

زيرا که از خدا جز خدا نبايد خواست

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 8:25 توسط متفاوت | |

روزی مرد جوانی نزد شری راما کریشنا رفت و گفت: می خواهم خدا را همین الآن ببینم!!!
کریشنا گفت: قبل از آنکه خدا را ببینی باید به رودخانه گنگ بروی و خود را شستشو بدهی...

او آن مرد را به کنار رودخانه گنگ برد و گفت: بسیار خوب حالا برو توی آب.

هنگامی که جوان در آب فرو رفت، کریشنا او را به زیر آب نگه داشت.

عکس العمل فوری مرد این بود که برای بدست آوردن هوا مبارزه کند. وقتی کریشنا متوجه شد که آن شخص دیگر بیشتر از این نمی تواند در زیر آب بماند به او اجازه داد از آب خارج شود.
در حالی که آن مرد جوان در کنار رودخانه بریده بریده نفس می کشید، کریشنا از او پرسید: وقتی در زیر آب بودی به چه فکر می کردی؟ آیا به پول، زن، بچه یا اسم و مقام و حرفه؟!!

مرد پاسخ داد: نه به تنها چیزی که فکر می کردم هوا بود.

کریشنا گفت: درست است. حالا هر وقت قادر بودی به خدا هم به همان طریق فکر کنی فوری او را خواهی دید...

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 10:22 توسط متفاوت | |


در کتاب معاد نوشته آیت اله دستغیب شیرازی ایشان از پیامبر اسلام نقل قول می کند که فرمود:

هر مومن که شهید می شود در بهشت قصری انتظارش را می کشد که در ان قصر70حجره است و هر حجره دارای 70 تخت است و بر هر تختی 70 فرش گسترانده اند و بر هر فرشی 70 حوری نشسته و انتظار ان شهید کشته شده در راه اسلام را می کشد.

با بررسی این سخن و با یک ضرب ساده ریاضی می توان به این نتیجه رسید که بر طبق سخنی که از رسول خدا نقل شده، 70 به توان 4 حوری یعنی رقمی معادل 24010000(حدود 24 میلیون!!!) حوری بهشتی فقط در انتظار یک شهید اسلامی می باشد!

با فرض اينكه هر كدام از فرشها 6 متر مربع باشد مساحت كل فرش ها مي شود 2058000 مترمربع با در نظر گرفتن 20% راهرو ها و راه پله و فضاهاي بدون فرش، مساحت كاخ 2469600 متر مربع به دست مي آيد.كه مي شود عمارتي با زير بناي 200 متر در 200 متر و 62 طبقه به ارتفاع 186 متر پر از حوري فقط براي يك شهيد اسلامي!

با فرض اينكه شهيد مورد نظر به هر حوري يك ساعت سرويس دهي نمايد بعد از 2740 سال كار بدون وقفه (!) نوبت به آخرين حوري مي رسد!



نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 13:18 توسط متفاوت | |

پادشاهی بر کشوری بزرگ حکومت میکرد ولی با این همه دارایی؛ هنوز از زندگی خود راضی نبود و خود نیز علت را نمی دانست. روزی همچنان که در کاخ خود قدم میزد؛ به نزدیکی آشپزخانه رسید. صدای آواز بسیار شاد و زیبایی از داخل آشپزخانه شنیده می شد.
او آشپز را به بیرون صدا زد. او مردی بود که برق سعادت و خوشبختی بر چهره اش دیده می شد. پادشاه از او پرسید: « برای چه اینقدر خوشحالی؟! » آشپز جواب داد: « قربان؛ من فقط یک آشپز هستم ولی تلاش میکنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم. ما یک خانه حصیری تهیه کرده ایم و به اندازه کافی خوراک و پوشاک داریم. برای همین هم من راضی و خوشحال هستم. »
پادشاه این موضوع را با وزیر اعظم در میان گذاشت. وزیر گفت: « دلیل خوشحالی این شخص این است که جزء گروه 99 نیست! » پادشاه پرسید: « گروه 99 چیست؟ » وزیر پاسخ داد: « برای اینکه متوجه شوید منظور از گروه 99 چیست؛ دستور فرمایید یک کیسه پر از 99 سکه طلا دم در خانه این آشپز قرار دهند! »
پادشاه دستور داد چنین کنند. وقتی آشپز پس از کار به خانه برگشت؛ کیسه ای دم در دید. آن را به داخل برد. وقتی آن را باز کرد و سکه های طلا را دید؛ ابتدا بسیار تعجب کرد بعد به شدت شاد شد. با حالتی شوریده؛ آنها را از کیسه در آورد و روی میز چید و شروع کرد به شمارش آنها. یکبار؛ دوبار ؛ چند بار آنها را شمرد. 99 سکه ؟! چرا سکه ها 99 تا بودند؟ حتماً اشتباهی رخ داده است! نکند یکی از سکه ها دم در یا داخل حیاط افتاده باشد؟ او آشفته حال، همه حیاط؛ کوچه و همه محله را گشت. ولی از سکه طلا خبری نبود! او خسته و کوفته در حالیکه فکرش مشغول سکه صدم بود به خواب رفت و چون خیلی خسته بود؛ صبح دیر از خواب بیدار شد و با خانواده اش دعوا کرد که چرا او را بیدار نکرده اند. او تمام روز مشغول کار بود و دیگر آواز نمی خواند! تمام فکرش دنبال این بود که چگونه درآمد خودش را بیشتر کند تا دارایی هایش را به صد سکه برساند!
پادشاه دلیل این تغییرات آشپزباشی را از وزیر اعظم پرسید. وزیر پاسخ داد: « این آشپز الان رسماً به عضویت گروه 99 درآمده است! افراد این گروه زیاد دارند ولی راضی نیستند. آنها تا آخرین حد توان کار میکنند برای بیشتر و بیشتر به دست آورن. آنها فقط تلاش میکنند تا دارایی های خود را به صد سکه برسانند و این علت اصلی دردها و نگرانی های آنهاست. آنها به همین سادگی رضایت و خوشحالی خود را از دست می دهند و اعضای گروه 99 نامیده می شوند. »
«موفقیت» به دست آوردن چیزی است که دوست داریم و «خوشبختی» دوست داشتن چیزی است که به دست آورده ایم.

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 9:27 توسط متفاوت | |

 

می2نی؟ طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ - ۴۰۰ نانومتر است
می2نی؟ خورشید کوچکترین ستاره دنیا است
می2نی؟ وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده میکنید
می2نی؟ زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است.
می2نی؟ مساحت سوراخ اوزون ۲۴ میلیون کیلومتر مربع یا به اندازه آمریکای شمالی

می2نی؟ سالانه ۱.۳ میلیون متر مکعب چوب صرف چوبهای غذای خوری در چین میشود
می2نی؟ در طوفان شن کویر بین ۶۰ تا ۲۰۰ میلیون تن شن جابجا میشود
می2نی؟ ماموتها که ۱۰ هزار سال پیش منقرض شدند تا ۶ سالگی شیر مادرشان را میخوردند
می2نی؟ شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است
می2نی؟ جوانان هندی شادترین و ژاپنی افسرده ترین های جهانند
می2نی؟ لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند
می2نی؟ مردم فیلیپین به بیش از ۱۰۰۰ لهجه سخن میگویند
می2نی؟ عمر مفید انسانها در کف دستشان نوشته شده است نگاه کنید ۸۱ - ۱۸ = ۶۳
می2نی؟ مسن ترین انسان دنیا با ۱۴۲ سال سن الان در ایران زندگی میکند
می2نی؟ به گفته صندوق پول جهان ایران در تورم رتبه ۵ جهان است و تا چند سال دیگر ۱ خواهد شد
می2نی؟ ایران فلاتی به وسعت ۱/۶۴۸/۱۹۵ کیلومتر مربع است
می2نی؟ گرانترین کفش دنیا ۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است
می2نی؟ گرانترین سینمای خانگی ۲۱۰ میلیون تومان است
می2نی؟ گرانترین بلندگوی جهان ۲۱۰ میلیون تومان قیمت دارد
می2نی؟ گرانترین ساعت دنیا سویسی بوده و ۱ میلیارد تومان است
می2نی؟ گرانترین ماشین دنیا یک الگانس که با الماس تزیین شده و بیش از ۱ میلیارد است
می2نی؟ فاصله بین مچ دست تا ارنج برابر با طول کف پا است
می2نی؟ مورچه ها هم شمردن بلدند و قدم هایشان را برای مسیر یابی میشمارند
می2نی؟ یك نانومتر یك میلیاردیم متر یا حدوداً به طول ۱۰ اتم هیدروژن است
می2نی؟ مصرف زغال اخته از تنگی عروق خون جلوگیری میكند
می2نی؟ خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت ۹۰۰۰۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکند
می2نی؟ ادرار گربه زیر نور سیاه می‌درخشد.
می2نی؟ دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند

می2نی؟ هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰.۱ کالری انرژی مصرف می‌کنید

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:39 توسط متفاوت | |


Design By : Night Skin